نخواهي يافت

 

 

 

خودم که مثل مني را به جان نخواهي يافت

و چون دگر مني در اين زمان نخواهي يافت

 

من آن بگفتمت آن من , که من تويي بي شک

که شک تو بر دل خود بي گمان نخواهي يافت

 

عنان متاب زِ مَنَت ، اي دوست ديرينم

که چون مني بخدا در جهان نخواهي يافت

 

سبک زِ تو بشنيدم صداي جان خودم

بدان که چون نفسم در دهان نخواهي يافت

 

طلوع روشن ما بودي و جهان در خواب

و اين تلالوء ما در جهان نخواهي يافت

 

و اين بداني تو ديگر که بي مَنَت هرگز

نگين آرزويت در نهان نخواهي يافت

 


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *